قالی بزرگی است، زندگی!
با نام خدا
سلام دوستان!
این قطعه زیبا را دوستی برایم فرستاده بود.
تحقیقاتی کردم دیدم نوشته خانم عرفان نظرآّهاری است.
خیلی زیباست:
قالی بزرگی است، زندگی!
هر هزار سال يك بار فرشتهها قالي جهان را در هفت آسمان میتكانند،
تا گرد و خاك هزار سالهاش بريزد و هر بار با خود ميگويند:
اين نيست قالیای كه قرار بود انسان ببافد، اين فرش فاجعه است ...
با زمينه سرخ خون و حاشيههای كبود معصيت،
با طرحهای گناه و نقش برجستههاي ستم.
فرشتهها گريه ميكنند و قالی آدم را ميتكانند و
دوباره با اندوه بر زمين پهنش ميكنند.
رنگ در رنگ، گره در گره، نقش در نقش.
قالی بزرگی است زندگی كه تو میبافی و من میبافم و او میبافد.
همه بافندهايم. میبافيم و نقش میزنيم، میبافيم و رج به رج بالا میبريم،
میبافيم و میگستريم.
دار اين جهان را خدا برپا كرد. و خدا بود كه فرمود:
ببافيد، و آدم نخستين گره را بر پود زندگی زد.
و هر كه آمد، گرهاي تازه زد و رنگی ريخت و طرحی بافت.
و چنين شد كه قالی آدمی رنگرنگ شد.
آميزهايی از زيبا و نازيبا. سايه روشنی از گناه و صواب.
گره تو هم بر اين قالی خواهد ماند. طرح و نقشت نيز.
و هزارها سال بعد، آدميان بر فرشی خواهند زيست
كه گوشهای از آن را تو بافتهای.
كاش گوشهای را كه سهم توست، زيباتر ببافی.
عرفان نظرآهاری

خانم عرفان نظرآهاری

















