گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی(سعدی)

خدا میداند پیش از آن که لبها برای گفت وگو باز شود انسان از چشم های

انسانهای بزرگ درسها میخواند, از حرکات, از نشست و برخاست انسانهای الهی

درسها خوانده میشود.....

ما از این انسانهای الهی, الحمدالله, پیامبران, ائمه حکمای راستین و انساهای برازنده

بسیار سراغ د اریم, که در آن ردیف خیلی بالا چهره امام حسین (ع)  قرار دارد.

ما هر سال چند ساعتی با این چهره رویاروی هستیم و اگر خدا لطف کند و خود ما

هم برای سعادت خودمان قیمتی قایل شویم, می توانیم در طول سال از خودخواهی ها,

 خود کامگیها, تهمتها, و افتراها, بداخلاقی ها, ادعاهای بی دلیل, تعدی به حقوق دیگران,

 توهین به دیگران و ارزان شمردن ارزشهای بشری پرهیز کنیم.

این چهرهء نازنین پسر فاطمه (ع) به ما نشان میدهد که آن چه داریم چه قدر گران است.

....

ذکر یاحسین سنگ تیره را هم چو دّر تابنده میکند

آری ار کند بنده بندگی, کار آفریننده میکند

آری شما بندگی کنید. بندگی آسان است. وقتی که بندگی کنید احساس خواهید کرد

که بر هستی حکومت دارید:

چون ز خود رستی, همه برهان شدی

چون که گفتی بنده ام, سلطان شدی (مولانا)

اگر گفتی سلطان شدم, بنده میشوی, آن هم بنده پست!!!

 اما حسین (ع) گفت: خدایا من بندهء تو هستم.

در ره عشق تو, همهء خلق را ترک کردم و خانواده خود را یتیم کردم

تا تو را ببینم. اگر در ره عشق تو مرا قطعه قطعه کنند,

دل من به سوی دیگری میل نخواهد کرد. ( منسوب به حلّاج)

خدایا پروردگارا!

 ما را از این نعمت عظمایی که با گوش فرا دادن به حرکت حسین

 در اعمال خودمان تجدید نظر می کنیم

و دلهایمان را هر سال از آلودگی ها, حداقل تا مدتی, تصفیه می کنیم

محروم مفرما!

آمین

قطعه ای از کتاب "امام حسین" نوشته علامه تقی جعفری