زندگی بافتن یک قالی است
با نام خدای بزرگ مهربان
![]() |
سلام دوستان!
با سکوت و آرامش همهء درد و دلها و ناله هایم را از زندگی و روزگار و این و آن گوش داد.
وقتی دیگر حرفی برای گفتن نماند یک استکان چایی برایم ریخت و گفت:
زمانی که بیاموزی برای تمام دردها و رنجها و همه خوشی ها وشادیهای
زندگیت یکسان شاکر باشی آن روز قدم بزرگی در راه معنویت برداشته ای.
با تعجب پرسیدم: شکر برای خوشی ها و شادیها را میفهمم اما شکر کردن
برای رنجها و دردها ....؟!
جواب داد: هر آنچه از دوست رسد نیکوست.ما همه مهمانان سفره گسترده اویم.
هر آنچه میرسد حکمتی بدنبال دارد. گاهی آنچه میرسد را شاید نپسندیدیم
اما حتما برای رشد معنوی نیازمندش بودیم. او عالم داناست و صلاحمان را میداند.
چنانکه تابستان و زمستان هر دو برای رشد گیاهان لازم است گرچه سرمای زمستان
و آفتاب سوزان تابستان دلپذیر نیستند اما برای رشد وباروری گیاهان لازم اند.
وقتی این را با تمام وجود بپذیریم هر لحظه از زندگی برایمان لحظه شکر و دعا
میشود: خدای شکرت برای شادیها! خدایا شکرت برای اشکها! خدایا شکرت ...شکرت!
بی صبرانه میان کلامش دویدم و گفتم: و بعد.....
لبخندی زد و ادامه داد: و این یعنی زندگی را پذیرفته ای. با این پذیرش تمام کنترلها و
خواسته ها و آرزوها مانندبرف بهاری آب میشوند... و به دنبالش ناراحتی ها و رنجها
رنگ میبازند... و بعد... احساس نشاط دایم ... یک شادی بدون دلیل دایمی....
میدانی که وقتی شادی دلیلی داشته باشد دایمی نمیشود اما اگر بدون دلیل باشد
دایم و همیشگی است....
و بعد برایم داستانی را تعریف کرد که انشالله اگر عمری باشد در نوشته های بعد
برایتان مینویسم.
زندگی بافتن یک قالی است
نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی
نقشه از قبل مشخص شده است
تو در این بین فقط میبافی
نقشه را خوب ببین !!!
نکند آخر کار قالی بافته ات را نخرند.
