Flowersبا نام خداوند پاک و سبحانFlowers  

 

سلام بر همه دوستان خوبم!

از لطف و مهربانی همه شما عزیزان متشکر و ممنونم.

 

خانم گل نازنینم بیمارستان بود. به قول خودش: "درد پیری"

دخترش میگفت: او را برده بودیم رادیولوژی, از پشت شیشه

دیدم که یهو همه کارکنان دست از کار کشیدند و با احترام ایستادند.

دلم ریخت. خیلی نگران شدم.

پرستاری بیرون آمد. علت را پرسیدم. گفت: قدر این خانم را خیلی بدانید,

داشت دعا میکرد یهو به خلسه رفت. قیافه روحانی اش وادارمان

کرد دست از کار بکشیم. حالا منتظریم از این حالت درآید تا کار را

شروع کنیم...

به دخترش چیزی نگفتم اما یادم آمد که میگفت:

"در سخت ترين لحظات زندگي چشمانم را لحظه ای ميبندم

و او را صدا میزنم. طولی نمی کشد که حيّ و حاضر کنارم

احساسش میکنم, سلام میکنم و خودم را دربست به او

میسپارم و دلم باز میشود...."

یادم میاید که آن روز دستان چروکیدهء پیرش را گرفتم و بوسيدم

و کلی باهم گریه کردیم.

 التماس دعا!

Flowers

از هستی خويش رها بايد شد

از ديو خودی خود جدا بايد شد

آن کس که به شيطان درون سرگرم است

کی راهی راه انبيا خواهد شد؟!