ایام  محرم!

با نام خداوندی که فرمود:

آیا من رب شما نیستم؟!

و همه پاسخ دادیم:آری ما شهادت میدهیم

که پروردگار ما هستی.

 

سلام دوستان!

ماه محرم شتابان از راه رسید. تاسوعا و عاشورا نزدیک است و من مانند هر سال,

از خود می پرسم: امسال از این ایام و شخصیت های بزرگ چه یاد خواهی گرفت؟!

امسال اولین کلماتی که به ذهنم میاید از آیهء زیبای ۱۷۲ سوره اعراف است:

 

 أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا

و فرمود: (آيا من پروردگار شما نيستم‏؟) گفتند: (آرى‏، گواهى مى‏دهيم‏!)

 

ما همه یکبار قبل از ورود به این عالم با خدای خود عهد بسته ایم که او تنها رب ماست و

امام بزرگوار و یاران مومن شان در این ایام بار دیگر با خدای خود تجدید عهد کردند و شهادت

دادند که رب و خدایی جز او را نمیشناسند و در این راه از تمام رب های کاذت و دروغین شان

گذشتند.

مال و جان,  فرزند و همسر, مادر و پدر, شغل و مقام, دانایی, دوستان و فلان شخص و

فلان کتاب و نوشته ها, و .... همه را پشت سر گذاشتند و با عشق فریاد توحید سر دادند.

باری, امسال من هم صادقانه با خود به خلوت خواهم نشست و از خود خواهم پرسید:

آیا اگر باز خدایت همان سوال را از تو بکند جواب چه خواهی داد؟! آیا قادر به تجدید عهد هستی؟!

با سرافکندگی و شرمندگی میدانم که جوابم بَلَى شَهِدْنَا  نخواهد بود چون متاسفانه 

وزن سنگین خدایان دروغین را بر دوشم نادیده نمی توانم بگیرم. اما سعی خواهم کرد که آنها

را بهتر و بیشتر بشناسم و مشتشان را نزد خود باز کنم تا به پوچی و توخالی بودنشان بهتر

پی ببرم و شاید روزی به لطف و رحمت پروردگارم با سربلندی همراه با تمام هستی

هم آواز شده و ندای توحید سر دهم.انشالله!

شما دوستم! امسال از این کلاس چه یاد خواهید گرفت؟!

التماس دعا!

 

 

روزه سکوت

با نام خدای مهربان

 

سلام دوستان!

 

این ایام سرم کمی شلوغ است و دیر به دیر مینویسم. سعی میکنم

به همه دوستانی که برایم لطف میکنند و پیغام میگذارند سر بزنم اما

اگر کوتاهی شد به بزرگی خود عفو فرمایید.

 

شاگر به استاد گفت: استاد مطلبی را میخواهم به عرض تان برسانم.

استاد  جواب داد: آیا مطمین هستی که مطلبی که میخواهی بگویی

واقعیت دارد؟

شاگرد گفت: راستش نه کاملا!!!

استاد باز پرسید: آیا آنچه میخواهی بگویی به درد من میخورد؟

شاگرد فکری کرد و با تردد جواب داد: والله فکر نمی کنم به دردتان بخورد.

استاد باز پرسید: پس لابد مرا خوشحال خواهد کرد؟

شاگرد باز به تامل جواب داد: نه استاد زیاد هم از شنیدنش خوشحال

نخواهید شد.

استاد خندید و گفت: پسر جان! حرفی که واقعیت ندارد,  مفید و شادی آور

هم نیست, سعی کن خودت هم زودتر فراموشش کنی.

 

راستی دقت کرده اید در شبانه روز ما چقدر حرفهایی میزنیم که

نه واقعیت دارد و نه مفید است و نه شادی آور؟!...

فقط چند ساعت را دقت کنیم در صحبت هایمان!...

و شاید هم لازم است که چند ساعتی را در روز روزه سکوت بگیریم.

رغبت

با نام خدای مهربان

 

 

سلام دوستان!

 

سخنرانی های استاد بزرگوار حاج آقا دولابی را گاهی چندین بار گوش میدهم.

در یکی از سخنرانی ها ایشان می فرمودند:

"اساس رغبت است در راه خدا. رغبت به خدا را زیاد باید کرد.

کمال را میخواهی دهنده اوست. خداوند همه وقت تجلی دارد.

بعضی عرفا میگویند دیشب به ما تجلی شد... موانع درون خودش برطرف شده و برقی زده

میگوید تجلی شد...

آیا باران گاهی میبارد گاهی نمی بارد؟! یا همیشه می بارد؟!

فضل و رحمت خدا همیشه ریزش دارد. اینطور نیست که گاهی ببارد گاهی نبارد.

او هستی مطلق است و هستی اش دهندهء دایم است.

من در (دریافتها) را بسته ام. من سرم جایی دیگرگرم است. من حجاب گذاشته ام.

رغبت که بیاید حجابها کنار میرود..."

 

باری , فضل و رحمت بی پایان خداوند همیشه در حال ریزش است. ما باید با رغبت

به سوی خدا, موانع را

در وجود خودمان برطرف کنیم تا فیوضات الهی را دریابیم.