با نام خدا

 

تا به کی ناله و فریاد که آن یار کجاست 

همه آفاق پر از یار شد اغیار کجاست

آتش غیرت عشق آمد و اغیار بسوخت

چشم بازی که نبیند به جزاز یار کجاست

همه ذرات جهـــان آئينـــــه مطلوبنــد

 خرده بيني كه بود طالب ديـــدار كجاست


سرِّ توحيد زِ هـر ذر‏ه عيـــان مي‏گــردد

بي نيازي كه بود واقف اسرار كجاست


يـوسـف مصـريِ ما بـر سـر بـازار آمـد

 اي عزيـزان وفا پيشه ، خريـدار كجـاسـت


عيسي خسته دلان ميرسد از عالم غيــب

سر بيمار كـه دارد ، دل بيمار كجـاســت


هركه بيدار بود ، دولت بيــــدار بــرد

دوست در جلوه ولي عاشق بيدار كجاست

 

منصور حلاج