منصور حلاج
با نام خدا
تا به کی ناله و فریاد که آن یار کجاست
همه آفاق پر از یار شد اغیار کجاست
آتش غیرت عشق آمد و اغیار بسوخت
چشم بازی که نبیند به جزاز یار کجاست
همه ذرات جهـــان آئينـــــه مطلوبنــد
خرده بيني كه بود طالب ديـــدار كجاست
سرِّ توحيد زِ هـر ذره عيـــان ميگــردد
بي نيازي كه بود واقف اسرار كجاست
يـوسـف مصـريِ ما بـر سـر بـازار آمـد
اي عزيـزان وفا پيشه ، خريـدار كجـاسـت
عيسي خسته دلان ميرسد از عالم غيــب
سر بيمار كـه دارد ، دل بيمار كجـاســت
هركه بيدار بود ، دولت بيــــدار بــرد
دوست در جلوه ولي عاشق بيدار كجاست
منصور حلاج
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 16:10 توسط نازنین
|