خدایا !

با نام تو

 

 

آیا تا بحال احساس کردید که ناخودآگاه خودمان را لایق خوشحالی و شادی و خوشبختی نمی دانیم؟

احساس کردید که درست وقتی که در عمق وجودمان احساس شادی مقدس وزیبایی

پیدا میشود ناگهان یک صدایی میگوید: تو لایق این شادی نیستی؟!

و درست وقتی که در کمال آرامش هستیم بی اختیار طوفان

کنارمان سبز میشود انگار منتظر فرصتی است که برخیزد

و آرامش مان را بهم بزند؟!

راستی چرا؟

............

میگفت: همانگونه که من در اندرونم در عمق وجودم لیاقت خوشبخت و شاد زیستن

را در هرشرایط بیرونی دارم تو هم لیاقت و استعداد شاد زیستن را داری.

ولی چرا من این را عمیقا باور نمی کنم؟!

چرا شادی دائمی را زودگذر میدانم و با آن اینقدر غریبم؟

و حتی وقتی خداوند لطفی میکند و این احساس مقدس زیبا را هدیه ام میکند باز هم

همان کافر "غم" فریاد میزند: تو لیاقتش را نداری!

آیا واقعا لیاقتش را ندارم؟!

در اندرون من خسته دل کیست آخر

که من خموشم و او در فغان و غوغاست

حلول ماه مبارک رجب مبارکتان باشد