با نام خدای بخشاینده مهربان

سلام دوستان!

این نوشته را سالها پیش نوشته بودم که امروز دوباره که میخواندم خیلی به دلم نشست

امیدوارم به دل شما هم بنشیند:

عفو و بخشش

هنگامی از يکی بدی ميبينيم واکنش مان ميتواند چند نوع باشد:

اول: بالافاصله در ذهن نقشهء انتقام ميکشيم که در اولين فرصت

آن را پياده کنيم. که اين انسانی است که با خود طبيعی و حيوانی

خود زندگی ميکند. بسياری از مشکلاتمان از اين سرچشمه ميگيرد.

Flowers

دوم: گذشت ميکنيم و به روی خود نمی آوريم و نديده ميگيريم

ولی همچنان درونمان در جوشش و غليان است...بايد کسی را

بيابيم و کلی غيبت کنيم... و اين انسانی است که هنوز خود طبيعی

قوی دارد اما ميداند نور اندکی به نام خود انسانی هم در ته

درونش سوسو ميزند.

Flowers

سوم: ميرنجيم اما خوب ميدانيم که چه بايد کنيم, خوبی در برابر

بدی. وقتی قادر به اين عمل نيک هستيم که نيروهای خود انسانی

درونمان اندکی قدرت گرفته باشند.

Flowers

چهارم: بدی ميبينيم اما چون شناخت و آگاهی داريم نمی رنجيم.

اين انسانی است که خود حيوانی اش را مهار کرده و

خود انسانی اش را ميدان داده است.

Flowers

و بالاخره پنچم: نه تنها نمی رنجيم بلکه از عشق و محبتمان به او

ذره ای کم نمی شود. خود را از او و او را از خودمان جدا نمی بينيم

و اين چه والا مقام انسانی است که از خود انسانی اش هم گذشته

و قدم به حلقهء توحيد نهاده است.

Beating

...و عجيب اينکه همگی ما قادريم تا مرحلهء پنچم پيش برويم.

اين استعداد خارق العاده را خداوند درون همگی مان به وديعه

نهاده است.

از هستی خويش رها بايد شد

از ديو خودی خود جدا بايد شد

آن کس که به شيظان درون سرگرم است

کی راهی راه انبيا خواهد شد؟!