با نام خدای مهربان

 

سلام دوستان!

 

این ایام سرم کمی شلوغ است و دیر به دیر مینویسم. سعی میکنم

به همه دوستانی که برایم لطف میکنند و پیغام میگذارند سر بزنم اما

اگر کوتاهی شد به بزرگی خود عفو فرمایید.

 

شاگر به استاد گفت: استاد مطلبی را میخواهم به عرض تان برسانم.

استاد  جواب داد: آیا مطمین هستی که مطلبی که میخواهی بگویی

واقعیت دارد؟

شاگرد گفت: راستش نه کاملا!!!

استاد باز پرسید: آیا آنچه میخواهی بگویی به درد من میخورد؟

شاگرد فکری کرد و با تردد جواب داد: والله فکر نمی کنم به دردتان بخورد.

استاد باز پرسید: پس لابد مرا خوشحال خواهد کرد؟

شاگرد باز به تامل جواب داد: نه استاد زیاد هم از شنیدنش خوشحال

نخواهید شد.

استاد خندید و گفت: پسر جان! حرفی که واقعیت ندارد,  مفید و شادی آور

هم نیست, سعی کن خودت هم زودتر فراموشش کنی.

 

راستی دقت کرده اید در شبانه روز ما چقدر حرفهایی میزنیم که

نه واقعیت دارد و نه مفید است و نه شادی آور؟!...

فقط چند ساعت را دقت کنیم در صحبت هایمان!...

و شاید هم لازم است که چند ساعتی را در روز روزه سکوت بگیریم.