خود شناس!
بسم الله
ای خدای پاک بی انباز و یار
دست گیر وجرم ما را در گذار

مولانا در دفتر دوم مثنوی معنوی، به داستان زیبایی اشاره میکند که:
بسیاری اوقات انسانهایی که به عیب های دیگران مشغول می شوند
از مسائل خود غافل می گردند.
پس بهتر آنست که ما به جای پرداختن به ایرادات و مسائل دیگران به
مسایل خود بپردازیم و این چندگاه عمر کوتاهی که داریم تا فرصت هست
خود را اصلاح کرده و به امید و یاری خدا, رستگار سازیم.
و اما داستان:
بهر طاعت راكع و ساجد شدند
هر يكى بر نيتى تكبير كرد
در نماز آمد به مسكينى و درد
چهار نفر هندو در مسجدی گرد آمدند و مشغول خواندن نماز شدند.
كاى موذن بانگ كردى وقت هست؟
هى سخن گفتى و باطل شد نماز
چه زنى طعنه بر او خود را بگو!
آن چهارم گفت حمد اللَّه كه من
در نيفتادم به چه چون آن سه تن
بدین ترتیب نماز هر چهار نفر باطل شد. آنان که در پی درست کردن
دیگران هستند گرفتاری و مشکل بیشتری دارند.
پس نماز هر چهاران شد تباه
عيب گويان بيشتر گم كرده راه
خوشا به حال آنکه عیب خود را شناخت و اگر کسی عیبش را به او تذکر داد
خوشحال شده و به اصلاح خویش پرداخت.
اى خنك جانى كه عيب خويش ديد
هر كه عيبى گفت آن بر خود خريد

