تبليغاتX
محبت و زیبایی
خداوند زیباست و زیباییها را دوست دارد!
 

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ «1» وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ «2» لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ «3»

 تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ «4» سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ «5»

 سوره  قدر

به نام خدا كه رحمتش بى اندازه
 
 و مهربانى اش هميشگى است.

ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم . « 1»

 تو چه مي  دانى شب قدر چيست ؟ « 2»

شب قدر ، بهتر از هزار ماه است . « 3»

فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان نازل مي  شوند . « 4»

اين شب تا برآمدن سپيده دم سلام و رحمت است . « 5»

 

التماس دعا!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 16:54  توسط نازنین  | 

 

سلام دوستان!Flowers

 

حتما با زندگی پدر یکتاپرستی, حضرت ابراهیم (ع) آشنایی دارید.

حضرت ابراهیم در سنین جوانی با ساره که بانوی با کمالی بود ازدواج کرد.

سالها گذشت با اینکه هر دو به سن پیری رسیده بودند اما فرزندی نداشتند.

ابراهیم کنیز ساره که نامش هاجر بود با رضایت همسرش به همسری گرفت

و از او صاحب اسماعیل شد. بعد از مدتی ابراهیم همسر دوم و پسرش را به

بیابانهای مکه انتقال داد و....

سالها گذشت... حضرت ابراهیم و ساره که در حسرت فرزند میسوخت به

سن کهولت و پیری رسیدند, خداوند سه فرشته به صورت انسان نزد 

آنها فرستاد. فرشتگان به آنها مژذه دادند که به زودی صاحب فرزندی

خواهند شد.

ابراهیم و ساره هنگامیکه این خبر را شنیدند هر دو خندیدند.

خندهء ابراهیم و خنده ساره با اینکه در ظاهر هر دو خنده ای بیش نبودند

اما در باطن نیّت شان بسیار متفاوت بود.

خنده ساره از ناباوری و تعجب بود که:

"چگونه ممکن است ما که اینقدر پیر و فرتوتیم دارای فرزندی شویم؟!"

و اما خنده ابراهیم به دلیل ایمان و یقین کامل به خداوند و معجزات و

باور داشتن به خیر و برکت طرح ها و نقشه های زیبای او برای ابنای بشر بود:

  

  «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِیلَ وَ

إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعاءِ؛

 حمد و سپاس خداوندی را كه در پیری اسماعیل و اسحاق را به من بخشید،

 قطعاً پروردگار من شنونده (و اجابت كننده) دعا است.»

آیه 39 سوره ابراهیم

فرزندی که از ساره زاده شد اسحاق نامیده شد.

اسحاق به معنای "خنده" است.

الهی!Flowers

تو که دانای دانایانی!

و آگاهی به همه چیز!

کمکمان کن تا در برابر نقشه هایی که برایمان میکشی

 تا نقشه های بیهوده خودمان را نقش بر آب کنی,

ابراهیم وار بخندیم.

که تو بهترین طراحانی!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 12:6  توسط نازنین  | 

یا رحیم 

 

 

سلام دوستان خوبم!

 

به لطف خداوند, پیر زنی باخدا و نورانی میشناسم که بسیار

پاکدل و نازنین و بامحبت است. عاشق دلخسته خداوند است و 

بندگان خدا را هم از ته دل دوست دارد و خیرخواه همه است.

هر روز چند صفحه قرآن میخواند و دفترچهءکوچکی همراه دارد

که نام تمام کسانی که از دل یا عادت از او درخواست دعا میکنند

در آن دفترچه مینویسد و بعد از قرائت قرآن همهء آنها را

یکی یکی دعا میکند.

گاهی به او سر میزنم و مدتی به پای صحبتها و نصایحش در مورد

عشق و توکل به خدا مینشینم. چون اندکی فراموشی دارد

هر بار موقع خداحافظی با خنده بیادش میآورم که:

خانم گلم! یادت نره اسم منو در حاشیه, اون گوشه موشهء های 

دفترت بنویسی ها؟!

میخندد و با اصرار دفترش را باز میکند تا نامم را نشان دهد

که: ببین! در حاشیه نیست بلکه بالای صفحه نوشته ام.

فکر میکردم این عشقی که او به خدا دارد دلیل اینهمه

محبت بی دریغش به دیگران است و البته اینهمه عشقی

هم که به دیگران دارد عشق او را به خالقش بیشتر و بیشتر میکند.

همان عشق ملکوتی که چهرهء را زیبا و گشاده و نورانی میکند.

 

دوستان!

در این ایام مبارک انشالله خدا به دل پاک آن خانم گلم

و تمام عزیزان درگاهش همهء مان را

مورد رحمتش قرار دهد.

 

 و هنگامى که بندگان من‏، از تو در باره من سؤال کنند،

بگو: من نزدیکم‏! دعاى هر دعا کننده را،

به هنگامى که مرا مى‏خواند،

پاسخ مى‏گویم‏!

 البقرة آیه 186

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 12:43  توسط نازنین  | 

 یا رحیم یا رحمان

خواجه عبدالله انصاری در مورد سحری خوردن میگوید:

"...پس این سحری خوردن دام وصلت است که من نهادم تا تو برخیزی

و در دام دوستی ما افتی, فرشتگان را گوییم: بنگرید بندهء من شب خیز

است, بسم الله بر زبان تو برانم تا گویم که بندهء من از ذاکران است,

سوزی در دلت پدید آرم تا از سر آن سوز آهی بکشی,

و من گویم بندهء من به مهر من سوزان است.

بندهء من میسوزد و می زارد و خدای او را می نوازد.

و خداوند در دلش نور معرفت می فزایدو حقیقت کرم با زبان

لطف به بنده اش میگوید:

من آن توأم تو آن من باش, ز دل

گستاخی کن, چرا نشینی تو خجل؟

گر جرم همه خلق کنم پاک بحل

در مملکتم چه کم شود مشتی گل؟"

 

در این ایام مبارک التماس دعا!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 13:30  توسط نازنین  | 

 
انَّ رَبِّی قَرِيبٌ مُّجِيب

 

همانا خداوند به من نزدیک و اجابت کننده است

هود آیه ۶۱

 سلام دوستان!

 خواجه عبدالله انصاری میگوید: 

"اینک ماه رمضان آمد که هم بسوزد و هم بشوید.

به آتش گرسنگی تن ما را بسوزاند و به آب توبه دلهای گناه کاران را بشوید.

ای مسکین که قدر این نعمت ندانی, هر کجا در جهان نوازش و

شرفی است در کنار تو نهادند, چنانکه اسلام که از همه آیین ها

برتر است بهترین دین تو آمد. قرآن که از همهء کتابها عزیزتر است

کتاب تو آمد. محمد مصطفی (ع) که پیشرو جهانیان است پیغمبر

تو قرار داد.  کعبه که شریفترین خانه هاست قبله تو کرد,

 و ماه رمضان که شریفترین ماههاست موسم معاملت تو دانسته,

ماهی که در آن گناهان آمرزده میشود, دیوها رانده  و درب بهشت

گشوده و درهای دوزح بسته میشود."

خواجه عبدالله انصاری

رمضان از کلمه رمض به معنای سوزاندن میآید.

شما همگی در دعاهایم هستید.

التماس دعا!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 22:55  توسط نازنین  | 

 
Listen