|
|
|
|
|
مؤمن مادامی که رشتهها را از غیر حق نبرد، به حیات نمیرسد. زنده نمیشود. ممکن است رشد و نمو سلولها را داشته باشد، همانطوری که شمعدانیها رشد میکنند؛ ممکن است که عاطفهها و نفس کشیدنها را داشته باشد، همانطور که دیگر حیوانات نفس میکشند؛ ولی انسان نیست و حیات ندارد. .....سنگ است. www.tebyan.net خدایا! ما را از کسانی قرار ده که نهال های شوق لقایت در باغ دل هایشان سبز و خرم گشته است. مفاتیح الجنان، مناجات خمس عشره، مناجات العارفین؛
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت 23:53 توسط نازنین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان خوبم!
دوستی ميگفت: " قدر خداوند بسيار بزرگتر از آن است که محبت الهی بیکرانش را از کسی دريغ کند..." ومن فکر میکنم ما که شمه ای کوچک از نور الهی در درون خود داريم پس قادر و تواناييم به همهء عالم مهر بورزيم حتی اگر کسی محبت ما را درک نکند و به خيال خود از آن مهربانی ها سوءاستفاده نمايد. ما قدر و ارزشمان والاتر از آن است که بخاطر چشمداشت و پاداش مهر بورزيم. ما محبت ميکنيم چون لياقت مهرورزی داريم و اين لذتی دارد که بسيار والاتر از پاداش و چشمداشت است.
همدیگر را دوست بداریم!
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 23:11 توسط نازنین
|
|
||
|
|
|
|
|
![]() سلام دوستان!
چند کلمه از کتاب مناجات شیخ عبدالله انصاری: الهی! هر که تو را شناسد کار او باریک و هر که تو را نشناسد راه او تاریک.
الهی! از پیش خطر و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست. الهی! خود را از همه به تو وابستم، اگر بداری تو را پرستم و اگر نداری خود پرستم نومید مساز بگیر دستم . الهی! یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی از عیب مصفایی، از شرک مبرایی، اصل هر دوایی، داروی دل هایی شاهنشاه فرمانفرمایی، مغزز بتاج کبریایی، بتو رسد ملک خدایی
الهی! ضعیفان را پناهی. قاصدان را بر سر راهی. مومنان را گواهی. چه عزیز است آن کس که تو خواهی
یا رب دل پاک و جان آگاهم ده آه شب و گریهء سحرگاهم ده در راه خود اول زخودم بیخود کن بیخود چو شدم ز خود بخود راهم ده
![]() |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 21:38 توسط نازنین
|
|
||