|
|
|
|
|
آن كه خود را جدولي از درياي بيكران هستي شناخت، دريابد كه با همه موجودات مرتبط است، و از اين جدول بايد بدانها برسد .ما جدولي از بحر وجوديم، همه ما دفتري از غيب و شهوديم، همه ما مظهر واجب الوجوديم، همه افسوس كه در جهل غنوديم، همه علامه حسن زاده آملي
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 0:1 توسط نازنین
|
|
||
|
|
|
|
|
مهربان ترین مهربانهاست
اینبار میخواهم جور دیگری بنویسم. دلم میخواهد از خودم و از پدرم بنویسم. پدر نازنینم! مدتی است که پدرم بیمار است. به بیماری لاعلاج آلزایمر دچار شده است. چند ماه پیش هم یک سکته مغزی کرد. خیلی دوستش دارم و جلو چشمانم روز به روز آب میشود. مثل فانوسی شده که روز به روز شعله اش کم سو تر میشود. هر روز به او سر میزنم: دکتر و فیزیوتراپی و ....گاهی هم پیاده روی و ورزش و رستوران.... یک چایی و شیرینی در کنار هم در سکوت میخوریم.... بعد از سکته قادر به مکالمه نیست چون کلمات را فراموش میکند اما جالب اینکه هر کلمه که میگوید من تا آخرش را میخوانم. مادرم میگوید: انگار فقط تو حرف او را میفهمی! چند روز پیش در مورد مسئله ای نظر او را خواستم, به خوبی شروع کرد به نظر دادن..هیچ انتظار نداشتم. خیلی خوشحال شدم گرچه میدانستم این گذراست... بعد که او را به خانه رساندم و خودم تنها شدم کلی گریستم .... آن روز با تمام وجودم احساس کردم دارم پدرم را از دست میدهم... از آن روز به بعد هر بار او را میبینم بغلش میکنم, میبوسمش. او را میبویم, نوازشش میکنم, قربان صدقه اش میروم...و او میخندد. چشمان او, نگاه او, لبخند او, برایم دنیاها ارزش دارد... حالا همین را دارم و چرا قدرش را ندانم؟! این را نوشتم که قدر عزیزانمان را خیلی ارج نهیم. همین حالا به آنها بگوییم چقدر دوستشان داریم . با اعمال و گفتار مان نشان بدهیم که چقدر برایمان با ارزش اند. میدانید....فردا شاید خیلی دیر باشد!
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 12:11 توسط نازنین
|
|
||
|
|
|
|
|
با نام خالق زیباییها سلام دوستان خوبم!
جهان آنِ تو, و تو مانده عاجز ز تو محرومتر كس ديد هرگز؟
يعني جهان از آن تست و به جهت تو جهان را آفريدهاند تا همه آلات و اسباب تو باشند ، و تو را از براي معرفت خود آفريدهاند ؛ ... و تو به لذّات طبيعي گرفتار و پايْبند شده و از تحصيل معرفت كه مخلوق براي آن گشتهاي عاجز مانده و تابع نفسامّاره گشته ، نميتواني كه ترك دو روزه لذّت فاني نموده ، كمالات جاوداني كه در ضمن معرفت الهي است به دست آري و خود را از حرمان ابدي خلاص نمائي ! پس بواسطه اين دنائت همّت و عدم انقياد ، محرومتر از تو و بينواتر از تو از موجودات كس نديده . زيرا كه باقي موجودات به جهت آنچه مخلوق شدهاند از آن تجاوز ندارند و نميدانند كه غير از آن كمالي كه ايشان دارند هست ، و بهجهت عدم قابليّت ، از حرمان آن كمال كه از انسان مطلوب است معذورند ؛ تو كه ميداني و به جهت آن مخلوق شدهاي فريفته و اسير لذّات بهيمي و تمتّعات نفساني گشته و از مقصود دو جهاني باز ميماني . ..... پادشاهی, از چه می گردی گدا؟
گنجها داری چرایی بینوا؟ این قطعهء کوتاه از کتاب" الله شناسی" علامه محمد حسين حسيني طهراني است. اگر مطالب بیشتری از ایشان مایلید بخوانید به سایت زیر مراجعه کنید:
با خود و دیگران مهربان باشیم ! روز زن و ولادت فاطمه زهرا (ع)بر تمام عالمیان مبارک باشد! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 13:3 توسط نازنین
|
|
||
|
|
|
|
|
با نام تو ای خدای مهربان جهان را بلندي و پستی تويی
ندانم چه اي هر چه هستی تويي سلام دوستان خوب و مهربانم! ای کاش همیشه به یاد داشتیم که : "ای انسان! از فراز ابديت٬ ناظران عرش٬ فرشتگان و ملائک تلاش و مبارزات تو را نظاره می کنند؛ قوی باش! ترس بر خود راه نده! تو در تلاش و پيکارت تنها نيستی در حضور فوجی عظيم به مبارزه ای شريف برخاسته ای." (واسوانی) با همدیگر مهربان باشیم!
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386ساعت 14:12 توسط نازنین
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر دوستان خوبم! از لطف و محبت همهء شما ممنون و متشکرم. چند وقتی است که سخنان شیرین و پربار مرحوم حاج آقا دولابی را گوش میدهم. اینبار چند جمله از ایشان را مینویسم: خنده دل "امیدوارم آنقدر پاک شده باشید و بخشنده شده باشید که هر وقت الله اکبر میگویید خدا را همه جا ببینید.همه جا با خدای خود راه بروید.انشاءالله اینها همه در قلب شماست.چند مرتبه که عمل کردی خدا درش را به سوی شما باز میکند. قلب انسان مثل غنچه گل است.وقتی مقابل آفتاب قرار میگیرد باز میشود و بعد از آن عطرش پراکنده میشود. قلب مومن وقتی ذکر خدا میکند مثل غنچه باز میشود. وقتی باز شد خندان میشود و خودش را به باغبان نشان میدهد. وقتی باغبان به آن آب ندهد سرش را پایین می اندازد. یعنی من تشنه ام. گل خراب میشود.اگر هیچگاه آب ندهند خشک میشود.این کار را هم نمیکنند بلکه به اندازه آب میدهند.وقتی آب میدهند شنگول میشود و شکر خدا میکند.همین که خودش را نشان میدهد شکر است.یعنی دست شما درد نکند. مومن وقتی به ذکر خدا خوشحال میشود, این خوشحالی شکر است. انشاءالله یک روزی طوری قلبت بخنندد که خودت هم صدایش را بشنوری. یعنی از خدا راضی شده است.آنجا دیگر کار تمام است.غم راه ندارد. خانه را تمیز کرده است.یعنی خدا خودش را نشان داده است. ائمه خودشان را نشان داده اند.آنوقت بی اختیار خنده اش میگیرد. آنجا کار مومن تمام است.یعنی کارش قرص و پایدار شده است. وحشت و اضطرابی ندارد. انشاءالله خدا روزی کند.او معدن است و در خزانه اش باز است. ......"
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم تیر 1386ساعت 17:7 توسط نازنین
|
|
||