تبليغاتX
محبت و زیبایی
خداوند زیباست و زیباییها را دوست دارد!

Fatemioun GroupFatemioun Group

سلام و صد سلام بر شما!

 ادامه از دفعه قبل:

"لطفا مرا با نامهای حقیقی ام بخوانید!"

نگو که فردا به راه میافتم

حتی امروز هم من مدام از راه میرسم.

 

عمیق بنگر: هر لحظه من از راه میرسم

گاهی به صورت غنچه ای در یک شاخهء بهاری

گاهی پرنده ای کوچک با بالهای شکننده

که در آشیانهء تازه ام آواز خواندن میآموزم.

گاهی کرمی در قلب یک گل

و گاهی گوهری پنهان در دل یک سنگ.

 

من برای خندیدن, گریستن, ترسیدن و امید داشتن

مدام از راه میرسم.

 

ریتم و آهنگ قلبم تولد و مرگ

تمام زنده هاست.

 

من آن حشره ای هستم که

بر روی باتلاقی تغییر شکل میدهد.

و من آن پرنده ای هستم که

از آسمان فرود میاید و آن حشره را  می بلعد.

 

من آن قورباغه ای هستم که

در آب شفاف برکه شادمانه جست و خیز میکند.

و من آن مار آبی ام که

به آرامی آن قورباغه را شکار میکند.

 

من آن کودک اوگاندایی هستم

فقط پوست و استخوان

پاهایم به مانند ترکه های درخت بامبو

لاغر و نازک

و من آن تاجر اسلحه ام

که سلاحهای مرگبار به اوگاندا می فروشد.

 

من آن دختر بچهء دوازده ساله ام

پناهنده در یک قایق کوچک

که بعد از تجاوز یک دزد دریایی

خود را به دریا میاندازد.

و من آن دزد دریایی ام که

قلبم هنوز قادر نیست

ببیند و دوست بدارد.

 

من آن عضو حزب کمونیست ام

بسیار مقتدر و نیرومند

و من آن مردی هستم که

در یک اردوگاه کاری

با مرگ تدریجی اش باید تقاص پس دهد.

 

شادی من مانند بهار است,

گرم و مطبوع,

که همه گلهای عالم را می شکوفاند.

درد من بمانند رودخانهء اشک است,

بسیار وسیع و پهناور,

که چهار اقیانوس را لبریز میکند.

 

لطفا مرا با نامهای حقیقی ام بخوانید

که بتوانم تمام گریه ها و خنده هایم را یکباره بشنوم.

که بتوانم همهء شادی و دردهایم را یکباره ببینم.

 

لطفا مرا با نامهای حقیقی ام بخوانید

که بتوانم بیدار شوم

که بتوانم در قلبم را باز بگذارم

در شفقت و مهربانی را.Changing Color Heart

تیک نات هان

Flowers

دوستانی که میتوانند انگیسی بخوانند میتوانند این

شعر زیبا را به زبان انگیسی در این سایت بخوانند:

http://www.spiritualnow.com/articles/44/1/Thich-Nhat-Hahn-Poetry-Collection.html

Flowers

به دریا بنگرم دریا تو بینم

به صحرا بنگرم صحرا تو بینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت

نشان از قامت زیبای تو بینم

بابا طاهر

sailing ship sails from right to left animated gif

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 14:12  توسط نازنین  | 

هو الطیف

سلام دوستان!

اول از همه از محبتهای همه شما دوستان خوبم ممنونم

بعد هم چون آنچه میخواهم بنویسم طولانی است آن را در

دو مرحله مینویسم....

تیک نات هان عارف بودایی, متولد ویتنام است. نوشته های

زیبا و پرمعنایی دارد, گاهی هم شعر میگوید. یکی از شعرهایش

را چند روز پیش در اینترنت به زبان انگیسی میخواندم...

بسیار زیبا و عمیق بود و خیلی به دلم نشست.

نمی دانم این شعر به فارسی ترجمه شده یا نه اما دلم خواست

این شعر را خودم ترجمه کنم و در این وبلاگم بنویسم. 

البته من مترجم نیستم و اگر قصوری بود به بزرگی خود ببخشید:

داستان این شعر به این گونه است که چندین سال پیش دختر بچهء

۱۲ سالهء ویتنامی که به دلایل سیاسی با قایق کوچکی از کشورش

میگریخت بوسیلهء خدمهء آن قایق (که تیک نات هان او را دزد دریایی

مینامد) موردتجاوز قرار میگیرد و دخترک بیچاره خود را به دریا می اندازد

و غرق میشود.

تیک نات هان که این واقعه را میشنود بسیار غمگین و ناراحت

میشود. خودش میگوید: "...خیلی عصبانی و خشمگین بودم. اما

نمی توانستم قضاوت کنم. شاید اگر میتوانستم قضاوت کنم

خیلی راحت تر بود اما نمی توانستم چون خود را بجای او میگذاشتم

اگر من هم در یک دهکدهء کوچک مانند او بدنیا می آمدم و همان

شرایط زندگی( اقتصادی و آموزشی و...) را داشتم شاید من هم

الان یک دزد دریایی بودم. پس جانب کسی را گرفتن و قضاوت کردن

راحت نیست. ناچار از درد و غم و ناراحتی این شعر را گفتم.

شعری بنام"لطفا مرا با نامهای حقیقی ام بخوانید!"

برای اینکه من نامهای زیادی دارم و هر گاه با هر کدام از این نامها

مرا بخوانید باید جواب دهم:بله!"

.......

شعر را دفعه بعد برایتان مینویسم.

دلهای همهء شما عزیزان خوب خدا شاد و همیشه شاداب!

 

وَأَحْسِنُوَاْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ

به یکدیگر نيكى كنيد!

كه خداوند، نيكوكاران را دوست مى‏دارد.

سوره البقرة آيه 195

Arrived - Home

Thich Nhat Hanh

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 15:20  توسط نازنین  | 

هم او نغمه, هم او نای, هم او نی

هم او ساغر, هم او ساقی, هم او می

هو الاول, هو الآخر, هو الحّق

هو الظاهر, هوالباطن, هوالحّی

 

سلام دوستان خوبم!

اینبار نوشته ام با دفعات دیگر کمی فرق داره.

دلم میخواد با یک نازنین خدا آشنا بشین:

پدرم میگه:" آدم لازم نیست برای نازنین خدا بودن

حتما شق القمر کنه؟!... مثلا این خاله خاله جون

خودش تنهایی یک نازنین به تمام عیار خداست..."

راست میگه این پیرزن کوچولو مهربون که به نام

خاله خاله جون معروفه نه تنها عزیز خداست بلکه

عزیز همهء بچه ها و بزرگهای فامیل و محله و شاید

هم شهر و دیاره...

دو اطاق کوچک تمیز داره مثل دو تا دستهء گل,

سماورش همیشه گوشهء اطاق غّلغل میجوشه

و هر کس از در وارد میشه بدون چایی نمیمونه و

یک حیاط هم داره ترگل ورگل  قد یک غربیل...

توی این حیاط کوچولو یکی دو تا گلدون شمعدانی

ویک درخت گیلاس به زور جا گرفته...

خاله این گلدونها و درختش را خیلی دوست داره.

عصرهای تابستان که میشه حیاط را آب و جارو میکنه

گلدونها و درختش را با دقّت آب میدهد و کلی

قربان صدقه شون میرود.

دخترم میگه:"خاله خاله جون گاهی وقتها

که کسی دور و برش نیست واسهء گلهاش

آواز میخونه با درختش درد و دل میکنه...."

خلاصه  این خاله خاله جون خیلی نازنین است!

آخرهای بهار که میشه تمام گیلاسها را خودش

میکنه و توی پاکتهای کوچک ردیف میکنه جلو در و

هر کس که از در میاد تو یک پاکت میده...

تمام مردم محله از گیلاس سیراب میشن و برای

خودش هم یک پاکت میمونه...

مامانم میگه: "ما اگه بودیم اونها را مربا میکردیم..."

اما خاله خاله جون میگه:" آدم هر چیز خوب را باید

در راه خدا با دیگران قسمت کنه... اگه به مردم گیلاس

ندم سال دیگه درختم قهر میکنه و دیگه گیلاس نمیده.."

خداییش هم درست میگه نمیدانم چطور یک درخت

کوچولو هر سال تمام محله را گیلاس میده؟!

....

اى مؤمنان! از دستاورد خويش و

از آنچه از زمين برايتان برآورده‏ايم‏،

پاكيزه‏هايش را انفاق كنيد!

البقرة آيه 267

 با همدیگر مهربان باشیم!

      

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 17:29  توسط نازنین  | 

Fatemioun Group  با نام خداFatemioun Group 

  

سلام دوستان!

به کلبهء محقر من خیلی خوش آمدید!

اینبار چند کلمه ای از کتاب کعبهء جانان مینویسم:

"مايه نور الهی در نهاد انسان به وديعه گذاشته شده

و فطرت او به سرچشمه خورشيد لايزالی متصل است.

اگر كسي خود را از تحت جاذبهء نور كنار نكشد؛

نور الهی بر تمام سطوح وجود او ميتابد.

آری پيمانه وجود ما هرآنی از فيض الهي پر ميشود،

ما هستيم كه اين آب حيات بخش را به شوره زارهای

تمايلات و خارستان های خودخواهی ها فرو میريزيم!"

خداوند یار و یاورتان باشد!

 

تازه کن ايمان, نه از گفت زبان

ای هوا* را تازه کردن در نهان

تا هوا تازه است, ايمان تازه نيست

کاين هوا جز فقل آن دروازه نيست.

مولانا

*هوا: هوس

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 16:14  توسط نازنین  | 

Fatemioun Group با نام خالق زیباییهاFatemioun Group

Fatemioun Group 

 

سلام دوستان!Flowers

 

این ایام فاطمیه را بر همه شما عاشقان حق و حقیقت

تسلیت میگویم.

براستی فاطمه کیست؟!

شاید فاطمه بیانگر حقیقت زلال الهی  است؟!

شاید فاطمه به عینیت رساننده واژه عشق و انسان کامل است؟!

شاید فاطمه آفتابی است که از طریق قلب نازنین او ظلمات به

نور و معرفت دعوت میشوند؟!

و شاید هم فاطمه گل مهر و مهرورزی است که در باغ هستی

کاشته شده تا عطر دلنوازش همه را بسوی راستی هدایت کند؟!

و شاید هم فاطمه آیینه ایمان ناب الهی است که دیگران در آن

خود را بشناسند ؟!... که هر که خود را شناخت, خدای را شناخت.

و شاید هم فاطمه جلوهء جمال الهی است؟!

......

آه که کلمات چقدر ناقص و کوتاهند؟!...

از اویی که زلالی دریاها و لطافت آسمانها و طراوت گلها

و عشق مادرها و بی گناهی کودکان از اوست, چه میشود

گفت...

فاطمه فقط فاطمه است.

از بانوی بزرگوارمان

 عشق و محبت و ایمان ناب بیاموزیم!

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 14:36  توسط نازنین  | 

با نام خدا 

 

سلام دوستان خوبم!

 

قلب عرش خداست!

خداوند بين همه زمين‏هاى هستىِ موجودات عالم، براى قرار دادن بيت خود،

 يعنى قلب، زمين وجود انسان را انتخاب كرد و خانه خود«عرشُ اللّه‏ِ الأكْبَر»،

 «عرشُ اللّه‏ِ الأعْظَم» و «حَرَمُ اللّه‏» خود را در اين زمين قرار داد.

آن گاه به ابراهيم گفت : حرم را بساز :

اى ابراهيم! آن را پاك بساز و پاك نگه دار ؛

اما ساختن زمين وجود ما را حتى به ابراهيم و اسماعيل و موسى

و عيسى نداد، بلكه مستقيما خودش اين حرم را ساخت.

اين خانه، غير از بيت اللّه‏ است كه بين او و بين ساختمان بيت،

ابراهيم و اسماعيل واسطه شدند ؛ يعنى با دست خودش اين خانه دل

را برپا كرد و آن را تحويل شما داد. زمينى كه زير بيت است،

قابل فروش نيست ؛ چون مالك انسانى ندارد. مالك آن قطعه زمين،

خدا است. .....

اما موءمن از كعبه بالاتر است

زمين وجود انسان بالاتر از زمين كعبه است.

شما «فَضَّلْنا مِمَّا خَلَقْنَآ» هستيد، محل «عَرْشُ اللّه‏ِ الأكبر» هستيد،

محل «عرشُ اللّه‏ِ الأعظم» هستيد.

اين محل را چند مى‏شود فروخت آيا با عقل بشر مى‏توان

براى زمين وجود انسان قيمت تعيين كرد؟ اما متأسفانه امروزه انسانها

اصل زمين را با دشمنان صاحب زمين، رايگان معامله كرده‏اند.

روى اين زمين زنا ، مشروب قمار ، ربا خوارى ، دروغ ، غيبت و خدعه

انجام مى‏گيرد، حيوانيت، درندگى، خونريزى، خيانت، جنايت و ظلم

مى‏شود. اين‏ها همه معامله با دشمن خدا است. مخالفت با دستورات

الهى يعنى زمين را به شيطان فروختن و چيزى هم دريافت نكردن ؛

يعنى انسان به شيطان بگويد : زمين ما را براى هر چه مى‏خواهى،

استفاده كن.

بايد ديد اكنون اين حرم دست كيست؟

اى نازنین!

حرم خدا اين «عرشُ اللّه‏ِ الأكبر» الان جاى چه بتى است؟

اى كسى كه عمرى را سپرى كرده‏اى!

حرم اللّه‏ شما الان دست كيست؟

از سخنان استاد حسین انصاریان

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 0:50  توسط نازنین  | 

 
Listen