تبليغاتX
محبت و زیبایی
خداوند زیباست و زیباییها را دوست دارد!

با نام خداوند مهربان

Flowers

سلام دوستان!

 

 

رسيدن به خدا

 

رسيدن به خداوند، با او بودن در تمامی ابعاد زندگی است، نه فقط در شرايط ممتازی همچون لحظات ارتباط با خدا يا نيايش. همواره بايد خدا را تجربه کرد - به هنگام قدم زدن در جاده، تنفس هوای آلوده، به هنگام شادی، نوشيدن يک نوشابه، به هنگام تلاش برای فهميدن متنی که در حال مطالعه اش هستيم- خداوند در همهء اينها آميخته است و هر موقعيتی برای درک او و گفتن اينکه : "خدا با ماست" کافی می باشد.

کليد عرفان، تلاش برای ديدن آن چيزی است که در پشت هر چيز نهفته است، که پايداری و مقاومت است، باز نايستادن در سطح، و هر چيز را يک نماد، يک نشانه، يک آيين، يک نگاره دانستن است.

برای کسی که خداوند را تجربه می کند، جهان يک پيام عظيم است.

 

لئوناردو بوف

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 12:46  توسط نازنین  | 

هو الاول هو الآخر هو الحق

هو الظاهر هو الباطن هو الحی

Flower

سلام دوستان خوبم!

ما همه بطور طبیعی تایید و مهربانی و دوست داشته شدن را دوست داریم و از انتقاد و عناد

و توهین بیزاریم و آموخته ایم که در مقابل مهربانی, مهربان باشیم, و در مقابل عناد, عناد بورزیم.

اما برای رشد معنوی و انسان کامل شدن باید آموخته ها را دوباره سنجید.

آیا مهربانی و محبت به تنهایی کافیست یا باید دل و درون را به آتش زد تا فولاد آبدیده شود؟!

باید مبارز و جنگجو بود و با نفس سرکش درون جهاد اکبر آغاز کرد. و در این نبرد روحانی 

 آنان را که ما را به مبارزه میخوانند, تشویق میکنند, و وامیدارند باید بسیار ارج نهیم. 

چون با انتقاد و توهین و عنادورزی در واقع بهترین دوست و معلم معنوی ما هستند 

و  مثال آیینه ای نقاط ضعف هایمان را نشان میدهند و صبر و بخشش و از خود گذشتگی 

را به ما میاموزند.

و چه درجه ای لذت بخش والایی ست عفو و بخشش!

 آنانکه شما را میآزارند نیازمند دعای خیر شمایند آنان را بسیار دعا  کنید.

Starsکاترین پاندرStars

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 23:13  توسط نازنین  | 

Fatemioun Groupبا نام زیبای اللهFatemioun Group

Three_poppies.gif - (4K)

  
 سلام! سلامی به طراوت بهار و زیبایی شکوفه ها!

سلام و سلامتی بر همهء شما دوستان خوب!

یک کودک آفریقایی یک شعر بسیار زیبایی سروده است که کاندیدای

جایزهء ادبی است. این شعر در عین اینکه ساده و زیباست,

اما بسیار غم انگیز  و تاسف بار هم هست. 

غم انگیز است چون این شعر نتیجهء قضاوتهای بی مورد و ابلهانهء

نوع بشر است و زیباست چون فریاد اعتراض آمیز روح لطیف یک کودک

بر این قضاوتها و نا عادلی های انسانیست:

When I born, I Black
When I grow up, I Black
When I go in Sun, I Black
When I scared, I Black
When I sick, I Black
And when I die, I still black
And you White fellow, When you born, you pink
When you grow up, you White
When you go in Sun, you Red
When you cold, you blue
When you scared, you yellow
When you sick, you Green
And when you die, you Gray
And you call me colored

By an African child which nominated as candidate for the literature
awards of 2005

وقتی به دنیا آمدم, من سیاه

وقتی بزرگ شدم, من سیاه

وقتی زیر آفتاب بودم, من سیاه

وقتی ترسیدم, من سیاه

وقتی بیمار شدم, من سیاه

وقتی مردم, من هنوز سیاه....

اما تو دوست سفیدم, وقتی به دنیا آمدی, تو صورتی

وقتی بزرگ شدی, تو سفید

وقتی زیر آفتاب بودی, تو قرمز

وقتی سردت شد, تو کبود

وفتی ترسیدی, تو زرد

وقتی بیمار شدی, تو سبز

و وقتی مردی, تو خاکستری

و مرا "رنگین" میخوانی!؟؟؟Flower Basket

 همهء مان را خداوند با عشق آ فریده است.

شکل و قیافه و رنگ مان را خداوند پسندیده است.

همهء مان را دوست دارد و عزیز یکی یک دانهء اوییم.

هر کدام در آهنگ هستی نتی بسیار مهم هستیم.

حالا با اینهمه نعمتی که او عطایمان کرده, ما چه میکنیم؟! 

Upgrade your email with 1000's of cool animations


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1385ساعت 10:56  توسط نازنین  | 

با نام خدا

یا حّی یا قیّوم

 Flowers

سلام دوستان خوبم!

این اواخر, از زندگی درسهایی فرا گرفتم که دوست دارم گاهی مقداری

از آنها را با شما در میان گذاشته و نظر و عقیدهء شما را بدانم.

یکی از این درسها این است که اخیرا متوجه شده ام که: Sunset

زندگی ثابت نیست, بلکه مثال رودخانه ای جاری است.

همه چیز و همه کس در حال تغییر و تحّول اند. گیاهها, جامدات, حیوانات,

و آدمها می آیند و می روند... کودکان بزرگتر, و بزرگان پیرتر میشوند و پیران

میمیرند و مردگان خاک میشوند و چرخ زندگی همچنان میچرخد...

زندگی مثال رودخانه ای همیشه, مدام و هر لحظه در حال جریان است...

اما چرا ما انسانها این واقعیت زیبا را نمی خواهیم بپذیریم و از آن فرار میکنیم!؟

مادر بزرگم داستانی میگفت که در صحنه ای از آن وزیر به همسر

زیبای پادشاه میگوید: امروز از تو خوشبخت تر در سرزمین مان زنی نیست!

و همسر پادشاه جواب میدهد: وزیر راست میگویی اما ای کاش میخ بزرگی

داشتم و به چرخ فلک میکوبیدم تا از حرکت بازش بدارم و همیشه و دایم 

همینطور خوشبخت بمانم......

در ورای این جمله رازها نهفته است, چه ما همگی در آرزوی آن میخ بزرگ,

روزها و لحظه های طلایی عمرمان را  در سیاهی خیالات میگذرانیم و

در یک نبرد خیالی با زندگی رنج میکشیم ...

موهایمان را که سفیدمیشوند رنگ میکنیم, چین و چورکهای صورتمان را

میپوشانیم, فرزندمان را همیشه کودک می انگاریم. دایما در ترس و اضطرابیم

تا آنچه داریم از دست ندهیم و به طور کلی با گذر زمان در جنگیم......

میخ های خیالی به چرخ فلک زندگی میکوبیم!

غافل از آن که زندگی مثال رودخانه ای در حال حرکت است

و چه بخواهیم و چه نخواهیم همه چیز میگذرد,موها سفید و پوستها

چروک و بچه هایمان بزرگ و مادر پدرانمان پیرتر و پیرتر میشوند...

و زندگی هرگز یکسان و ثابت نمی ماند....

و در این حرکت, زیبایی شگفت انگیزی وجود دارد که فقط وقتی 

آن را با مهربانی و محبت, از ته قلب,و با صداقت و آرامش بپذیریم,

جمال زیبایش را نشانمان خواهد داد.

آب اگر راکد بماند مرداب میشود, زیبایی رودخانه در جاری بودنش است.

 

ای هميشه حاجت ما را پناه

بار ديگر غلط رفتيم راه

دم به دم وابسته دام نويم

هريکی گرباز, سيمرغی شويم

صد هزاران دام و دانه است ای خدا

ما چو مرغان حريص و بينوا...

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 13:0  توسط نازنین  | 

 
Listen