|
|
|
||
|
با نام خدا
باز هم پیش میرود! خستگی نمی شناسد! در مصاف با نفس جنگجوی نور است! |
|||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آذر 1390ساعت 12:15 توسط نازنین
|
|
|||
|
|
|
||
|
با نام او
با سلام خدمت دوستان خوب! مدتی است که وقت کم می آورم. امتحانات سخت تر شده است. رسیدنی نیست هر قدر پیش برویم باز هم تا بینهایت راه است. صبوری هم انتهایی ندارد تا ابد درجاتش پیش میرود.... آقای دولابی می فرمایند: "موت خیلی نزدیک است. تا ذکر موت کنیم مرده ایم. قولو لا اله (موت) الّا الله (حیات) تفلحو. خداوند می فرماید: خلق الموت و الحیوة لیبلوکم ایّکم احسن عملا. موت و حیات را مثل دو تو آفرید تا معلوم شود کدام بهتر بازی می کنند. کسی که ایمان به قلبش رسید مرده است. باید تن به موت داد، نه فوت کرد. دست از آمال و آرزو که برداشتی موت است. "
آمال و آرزوها.... دست برداشتن از آمال و آرزوها.... آیا آمال و آرزوها هیزمهای جهنم نفس درونمان نیستند؟! آیا دست برداشتن از آنها همان تسلیم و رضا نیست؟! و آیا موت.... همان آرامش عمیق و بجز خدا دیدن نیست؟! و چه کار سختی است از آرزوها گذشتن! که عشق آسان نمود اول ولی افتاده مشکلها..... ............... پاییزتان مبارک! مبادا زیباییهای پاییز را ندیده بگیریم! |
|||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390ساعت 23:37 توسط نازنین
|
|
|||
|
|
|
||
|
با نام خدای مهربان
سلام! میگویم: آنچه ناراحتمان میکند و عذابمان میدهد مسایل نیستند بلکه احساسی است که بعد از وقوع مسایل و اندیشیدن به آنها در وجودمان شکل میگیرند و گسترش پیدا میکنند. مسایل مختلف اند و یکی نیستند اما احساسها همیشه همان هستند. مثلا احساس درد یا احساس عشق یا احساس عذاب همیشه هر کدام یکسانند. دوستی میگفت: تجربه کرده ام مسایل میتوانند اتفاق بیفتند و رد شوند و بروند هر چه هست در وجود ماست. اگر عذابی است رنجشی است یا عشقی است ففط در وجود ماست. هر چه بیرون از ما هست در وجود خود عالی است. برداشتهای ما از اتفاقات است که احساسهایی در ما بوجود میاورند و این احساسها همیشه یکجورند.
اگر ا حساس غم و اندوه و تاریکی داریم شاید به قدر کافی در آسمان زندگی اوج نگرفته ایم. چون آن بالاها وقتی از ابرها گذر کردیم همیشه آفتاب همچنان با مهربانی و گرمی میتابد. |
|||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 14:9 توسط نازنین
|
|
|||