
|
|
|
|||
|
سلام بر همه شما دوستان! مادر بزرگ نازنینم بسیار صبور بود. صبر مقام بسیار والایی است. هر چیزی در این دنیا مقامی بزرگتر و والاتر داشته باشد قیمتش هم زیادتر است. این رسم زندگی است. مادر بزرگم هم این مقام والای صبر را ارزان به دست نیاورده بود. علی رغم التماس دخترها و دامادها و نوه ها دو اتاق اجاره کرده بود و مستقلا تنها زندگی میکرد اما گاهی اوقات برای چند روزی میهمان منزل ما میامد. بعد از ظهرها حتما دراز میکشید. عینک ذرّه بینی اش را به چشم میزد و مطالعه میکرد و همیشه با عینک به خواب میرفت. یادم میاید شاید ده یا یازده سالم بود کنارش دراز کشیده بودم و او را تماشا میکردم. آرام به خواب رفته بود. به سختی نفس میکشید. فکر میکردم زندگی با او ملایم و مهربان نبوده که در سن ۶۰ سالگی اینقدر پیر و شکسته به نظر میرسد. در سن بسیار جوان ازدواج کرده بود و پدر و مادرش برای همیشه به کربلا مهاجرت کرده بودند و دیگر هرگز آنها را ندیده بود. همسر مهربانی داشت اما مادر شوهرش بسیار متوقع بود. چهار دختر و چهار پسر به دنیا آورده بود که سه تا از پسرهایش را در کودکی با بیماری های گوناگون از دست داده بود. در ایام میان سالی شوهرش ورشکست شده بود و بعد از مدت کوتاهی بیمار شده و از دینا رفته بود. دخترها را با سختی اما آبرومندانه به خانه بخت فرستاده بود و با تنها پسر گل و همسر و فرزندان او زندگی راحتی یافته بود. اما باز هم زندگی مدت زیادی با او مهربان نبود و این پسررا هم همراه تنها نوهء پسری که داشت در یک سانحه اتوموبیل به خدا واگذار کرده بود. بعد از مرگ تنها پسرش همه موهایش یک شبه سفید شده و جثه اش آب رفته بود. یک پیرزن مو سفید کوچک آرام! تمام این دردها بهایی گزافی بود که برای صبوریش پرداخته بود. خداوند خود فرموده اند که: "...خداوند در برابر صبرشان، بهشت ... به آنها پاداش مىدهد!" الانسان ۱۲ خانوم جون عزیزم! بهشت خداوند مبارکت باشد!
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 13:17 توسط نازنین
|
|
||||
|
|
|
|||||
|
بخش کوتاهی از خطبه حضرت فاطمه زهرا (س): خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد، و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر، و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان، و حج را براى قوت بخشیدن دین ، و عدل را براى پیراستن دلها، و امـامت را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه، و جهاد را براى عزت اسلام، و صبر را براى كمك در استحقاق مزد، و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ، و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ، و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات، و قصاص را وسیله حفظ خون ها، و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ، و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى، و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ، و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت، و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ، و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ، بنابـرایـن ، به خـدا آن گـونه كه شایسته است تقوا بورزید، و نمیرید مگر آن كه مسلمان شده باشید، و خـدا را در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید، زیرا كه: "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 ) (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)
روز ميلاد بانوی بزرگوارمان فاطمه زهرا(ع) بر همگی مبارک باد!
|
||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 23:53 توسط نازنین
|
|
||||||
|
|
|
||||||||
سلام بر همه شما دوستان خوبم!
نمی دانم خانم عرفان نظرآّهاری را میشناسید یا نه. اما من به تازگی با نوشته های ایشان آشنا شده ام. یک سادگی و زیبایی و عمق خاصی در لابلای واژهایشان است که عجیب به دلم مینشیند. مثلا این شعر را بخوانید: یک استکان یادِ خدا باید بنوشم شیطان
*** طعم دهانم تلخ ِتلخ است
***
***
برگرفته از سایت مخصوص خانم عرفان نظر آهاری:
|
|||||||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 14:38 توسط نازنین
|
|
|||||||||