تبليغاتX

محبت و زیبایی
خداوند زیباست و زیباییها را دوست دارد!
 

 Fatemioun Groupبا نام خداوند مهربانFatemioun Group

سلام بر همه شما دوستان!

مادر بزرگ نازنینم بسیار صبور بود. صبر مقام بسیار والایی است.

هر چیزی در این دنیا مقامی بزرگتر و والاتر داشته باشد

قیمتش هم زیادتر است. این رسم زندگی است.

مادر بزرگم هم این مقام والای صبر را ارزان به دست نیاورده بود.

علی رغم التماس دخترها و دامادها و نوه ها دو اتاق اجاره کرده بود و

مستقلا تنها زندگی میکرد اما گاهی اوقات برای چند روزی

میهمان منزل ما میامد. بعد از ظهرها حتما دراز میکشید.

عینک ذرّه بینی اش را به چشم میزد و مطالعه میکرد

و همیشه با عینک به خواب میرفت.

یادم میاید شاید ده یا یازده سالم بود کنارش دراز کشیده بودم و

او را تماشا میکردم. آرام به خواب رفته بود. به سختی نفس میکشید.

فکر میکردم زندگی با او ملایم و مهربان نبوده که در سن ۶۰ سالگی

اینقدر پیر و شکسته به نظر میرسد.

در سن بسیار جوان ازدواج کرده بود و پدر و مادرش برای همیشه به کربلا

مهاجرت کرده بودند و دیگر هرگز آنها را ندیده بود. همسر مهربانی داشت

اما مادر شوهرش بسیار متوقع بود.

چهار دختر و چهار پسر به دنیا آورده بود که سه تا از پسرهایش را در

کودکی با بیماری های گوناگون از دست داده بود.

در ایام میان سالی شوهرش ورشکست شده بود و بعد از مدت

کوتاهی بیمار شده و از دینا رفته بود. دخترها را با سختی اما آبرومندانه

به خانه بخت فرستاده بود و با تنها پسر گل و همسر و فرزندان او

زندگی راحتی یافته بود.

اما باز هم زندگی مدت زیادی با او مهربان نبود و این پسررا هم

همراه تنها نوهء پسری که داشت در یک سانحه اتوموبیل به خدا

واگذار کرده بود.

بعد از مرگ تنها پسرش همه موهایش یک شبه سفید شده

و جثه اش آب رفته بود. یک پیرزن مو سفید کوچک آرام!

تمام این دردها بهایی گزافی بود که برای صبوریش پرداخته بود.

خداوند خود فرموده اند که:

"...خداوند در برابر صبرشان‏، بهشت ...

به آنها پاداش مى‏دهد!"

 الانسان ۱۲ 

خانوم جون عزیزم!

بهشت خداوند مبارکت باشد!



+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 13:17  توسط نازنین  | 

 
 
سلام دوستان!
 

بخش کوتاهی از خطبه حضرت فاطمه زهرا (س):

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

 
و روزه را براى تثبیت اخلاص،

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

و عدل را براى پیراستن دلها،

و امـامت را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

و جهاد را براى عزت اسلام،

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

 و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

 بنابـرایـن ، به خـدا آن گـونه كه شایسته است تقوا بورزید،

و نمیرید مگر آن كه مسلمان شده باشید،

و خـدا را در آنچه به آن امر كرده و

آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید، زیرا كه:

 "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )

 (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)

 

روز ميلاد بانوی بزرگوارمان فاطمه زهرا(ع)

 بر همگی مبارک باد!

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 23:53  توسط نازنین  | 

Fatemioun Groupبا نام خدای مهربانFatemioun Group

 

سلام بر همه شما دوستان خوبم!

 

نمی دانم خانم عرفان نظرآّهاری را میشناسید یا نه. اما من به تازگی با

نوشته های ایشان آشنا شده ام. یک سادگی و زیبایی و عمق خاصی

در لابلای واژهایشان است که عجیب به دلم مینشیند.

مثلا این شعر را بخوانید:

یک استکان یادِ خدا باید بنوشم

شیطان


اندازه یک حبّه قند است


گاهی می افتد توی فنجانِ دلِ ما


حل می شود آرام آرام


بی آنکه اصلا ً ما بفهمیم


و روحمان سر می کشد آن را


آن چای شیرین را

 
شیطان زهرآگین ِدیرین را


آن وقت او


خون می شود در خانه تن


می چرخد و می گردد و می ماند آنجا


او می شود من

***

طعم دهانم تلخ ِتلخ است


انگار سمی قطره قطره


رفته میان تاروپودم


این لکه ها چیست؟


بر روح ِ سرتاپا کبودم!


ای وای پیش از آنکه از این سم بمیرم


باید که از دست خودت دارو بگیرم


ای آنکه داروخانه ات


هر موقع باز است


من ناخوشم


داروی من راز و نیاز است


چشمان من ابر است و هی باران می آید


اما بگو


کِی می رود این درد و کِی درمان می آید؟

***
شب بود اما


صبح آمده این دوروبرها


این ردپای روشن اوست


این بال و پرها

***
لطفت برایم نسخه پیچید:


یک شیشه شربت، آسمان


یک قرص ِخورشید


یک استکان یاد خدا باید بنوشم


معجونی از نور و دعا باید بنوشم


عرفان نظرآهاری

 

برگرفته از سایت مخصوص خانم عرفان نظر آهاری:

http://www.nooronar.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 14:38  توسط نازنین  |